روزنامه اعتماد | نشانه شناسی سیاسی

1392/08/21

نشانه‌شناسي سياسي  |تورج صابري‌وند|

روزنامه اعتماد    http://etemadnewspaper.ir/Released/92-06-31/151.htm

در نشانه‌شناسي، هر چيزي مي‌تواند يك نشانه باشد و هرنشانه‌‎يي معناي ضمني دارد كه به چيزي بيش از خود ظاهري آن دلالت مي‌كنند. نشانه‌ها در بسترهاي مختلف، به معناهاي متفاوتي اشاره مي‌كنند. تصوير يك لامپ مي‌تواند در جايي نشانه‌يي از يك ايده خلاق باشد و در جايي ديگر نشانه الكتريسيته. اما همين لامپ در جهان سياست معناي متفاوت‌تري به‌خود خواهد گرفت كه سرخط خبرها، معناي آنها را ساده‌تر خواهد كرد. «در»، «پنجره» و «چراغ»؛ اشياي ساده‌يي هستند كه در مصاحبه‌هاي تلويزيوني سه رييس‌جمهور ايران دلالت‌هاي معنايي مهمي به‌خود مي‌گيرند. در مصاحبه‌هاي كريستين امان‌پور، خبرنگار سي‌ان‌ان با محمد خاتمي كه همواره روسري‌ برسر داشت، در، چراغ و پرده حضوري قاطع داشتند. اما درها بسته‌بودند. چراغ‌ها يا خاموش بودند يا اگر نوري داشتند در فضايي تاريك به سر مي‌بردند، چنان‌‌كه نتوانسته بودند فضا را روشن كنند. تصويري از گفت‌وگوي خاتمي و امان‌پور ثبت شده است كه در اتاقي تاريك نشسته‌اند اما آباژوري پشت سر خاتمي هست كه مي‌كوشد فضا را روشن كند. در عكسي ديگر خاتمي و امان‌پور هر دو بي‌هيچ زاويه‌يي، در برابر هم نشسته‌اند و چهره هر دو خندان است و فضاي اتاق روشن و درخشان. چنان‌كه روشن و خاموش بودن آباژور طلايي نامعلوم است. اما پرده كشيده شده‌يي، تمام پس‌زمينه را از آن خودكرده است. تصوير ديگر، مربوط به دفتر رياست‌جمهوري ‌است كه پشت‌سرشان در و چراغي ديده مي‌شود. در بسته است و چراغ‌ها خاموش. اما همين خبرنگاردر برابر رييس‌جمهور پيشين ايران، بي‌‌آنكه حجابي بر سر داشته باشد، با لباسي سرخ در صندلي راحتي نشسته بود. در پس‌زمينه‌ اتاق تنها «ديوار» بود بي‌آنكه ردي از در، پنجره، يا چراغ داشته باشد. در گفت‌وگوهاي احمدي‌نژاد با لري كينگ هم همين فضا بود. پشت سرش يا ديوار بود يا پرده‌هاي ضخيم كشيده‌ شده. آنچه پشت پرده بود پنهان بود. زمين هم با طرح سلول‌هاي مثلثي كوچكي فرش شده بود. در فاصله بسيار نزديكي ميان لري كينگ و احمدي‌نژاد ميزي هست كه ليواني سفيد

به سمت كينگ، سنگيني مي‌كرد. اما حسن روحاني در نخستين مصاحبه تلويزيوني‌اش با يك شبكه خارجي، در حالي كه مطمئن به پشتي صندلي تكيه‌داده، دست‌ها و پاهايش حالتي آرام دارند و «آن كاري» خبرنگار ان. بي. سي در حضور رييس‌جمهور لبخند خفيفي دارد و نگاهي مودبانه. صندلي خبرنگار، به خط متقارتي كه فرش ايراني زير پاي‌شان كشيده است، نزديك‌تر است. گويي طرف خارجي براي گفت‌وگو نزديك‌تر آمده است، با كفش‌هاي پاشنه بلند تا شايد هم قد طرف ايراني باشد. آن كاري و دكتر روحاني، روبه‌روي هم، در اتاق بزرگي نشسته‌اند. دور و اطراف‌شان نه چيزي مزاحم است و نه ميزي در ميان كه دست و پاي‌شان را گرفته باشد. لباس‌طرف خارجي و ايراني هم‌آهنگ‌اند، هردو بر تن سياه و بر سر، سفيد پوشيده‌اند و بالاي سرشان چراغ‌هايي روشن است. پشت‌سر دري ديده مي‌شود، همان در دفتر رياست‌جمهوري كه در گفت‌وگوي امان‌پور با خاتمي بسته بود، اما روحاني آن را به تمامي گشوده است و از مذاكره سخن مي‌گويد. در به سالني بزرگ‌تر باز مي‌شود و از دور، پنجره‌يي مي‌بينيم با پرده‌يي نيمه گشوده كه روشني روز را نشان مي‌دهد. بالاي سر اين پنجره پله‌يي است كه چشم را به بالا مي‌برد، پله‌ها را كه بالا رويم پنجره‎ بزرگ ديگري مي‌بينيم، بي‌پرده. تنها توري سفيدي روي آن است كه روشني روز را به وضوح در آن ببينيم. اين پنجره‌يي است كه دفتر رياست‌جمهوري ايران را روشن مي‌كند. با اين حال روحاني تمام چراغ‌هاي دفترش را روشن كرده است. گرچه برق و انرژي بيشتري صرف مي‌شود اما خانه را روشن مي‌كند.